X
تبلیغات
رایتل

مگرییییو :))

دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 05:13

مثل اینکه طلسم باید میشکست و اشکام روونه ی صورتم میشد تا دلم آروم بگیره! هرچند بازم دلخورم و چیزی از دلخوریم کم نشده!! امروز دیگه میشه یه هفته ولی من هیچ تماسی ازش دریافت نکردم!!! سرش شلوغه یا ... اصلا قابل توجیه نیست :( از وقتی داباجمو داره آجیشو یادش رفته در این حد که حالمو هم نمیپرسه :(( 


+در برابر گریه کردن مقاومت نکنید. یهو دیدید نصف شب ترکیدید و با چشمای اشکی به وبلاگتون پناه آوردید :)

+الان دوباره یکی پیدا میشه میگه به زنداداشت حسودی نکن:/ چه ربطی داره آخه؟؟

نظرات (16)
پنج‌شنبه 15 مهر 1395 ساعت 21:12
اقا این ایگریگه من نیستم!!!!!!!!!!!!من خ خوب نمیتونم لری بنویسم
بریدا
هوم فهمیدم :)
پنج‌شنبه 15 مهر 1395 ساعت 08:07
خدا رو کولت رو آبادانیا میگن
شاید داداشتم همین فکرو میکنه
بریدا
جدی؟ آخه من خرم آباد تا حالا نشنیده بودم:/
منم که تو شهر غریبم نه اون
سه‌شنبه 13 مهر 1395 ساعت 18:23
میدونم اهل حسادت نیستی ٬ سر به سرت گذاشتم
توضیح یه سری چیزا سخته .... اینا بی معرفتی یا دوست نداشتن نیست .... تفاوته بین دو جنس هست ..‌ .

عاقایون اونقدرا که فکر کنی اهل تلفن حرف نزدن نیست مگر دوران خاصی مثل نامزدی و ....

الان خالم و مامانم هفته ای چند روز با هم تلفنی صحبت میکنن با این که زود به زود همدیگرو میبینن و خبر جدیدی و دوری و ...نیست ولی بابام و عموش شاید سالی دو سه بار با هم تلفنی صحبت کنن اونم برای عیدها (بابامم همون اندازه عموش رو میبینه که مامانم خواهرش رو میبینه)
بتده ها بیشتر توضیح الانم رو میفهمی :)

برای ناراحت بودنت بهت کاملا حق میدم ادم بار اولی که اینجوری دور میشه دوستداره حداقل نزدیکتر ها همون یکی دو روز اول یه زنگی بزنن
بریدا
ایکس جانم همه ی اینارو میدونم و به خودم میگم ولی باز هم نمیتونم ازش دلخور نباشم
سه‌شنبه 13 مهر 1395 ساعت 15:38
سلام بریدا عزیز
آدرسمو اشتباهی نوشتم یعنی بلاگفا نداشت آخرش وبلاگم ولی الان درستش کردم همون قبلیه هیچ تغییری نکرده
بریدا
سلام پری تلگرام نداری عزیزم؟ من زیاد اینورا وقت نمیکنم بیام
سه‌شنبه 13 مهر 1395 ساعت 13:04
باشه مرسی گلم... منتظرم پس! :)
بریدا
قربونت
سه‌شنبه 13 مهر 1395 ساعت 11:36
خدا به کولت یه اصطلاح لریه که من تو دانش کاه از لرها یاد گرفتم!
آسمون هم همینطور.
خدا به کولت=آسمون به کولت= خدا پشت و پناهت
شما یه کلاس بیا پیش ما فرهنگ لری یاد بگیری!!:)))
راستی من جدی گفتما. این چه رفتاریه !بریدا و گریه؟!!
بریدا
تا حالا نشنیده بودم:/
باشه
همش دو قطره بود
سه‌شنبه 13 مهر 1395 ساعت 10:11
پ لر چینی حتما :|
دوروز رهدی به ترون،ایسو ندونی خدا به کولت ینی چ:/
نه دی فایده نداره وا یام یارومت وادینا حونه بووت :دی
(خیلی تابلو دارم میزنم؟:دی
بریدا
یا آیدایی یا یکی
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 22:36
آخی ...درک میکنم(لبخند)
بریدا
:)
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 20:10
سلام بریدا عزیز
وبلاگم رو دوباره درست کردم عزیزم همون قبلیه
بریدا
میام آجیه گلم
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 18:50
ب زن داداشت حسودی نکن شوخییی کردم... خب شما بهش زنگ بزن...تلفنتو بردار و بگووو داداش جونم کلی منتظر بودم ک بهم زنگ بزنی...انقد دلتنگ بودم ک طاقت نیوردمو خودم زنگ زدم...فکر خوبی نیس؟!
رااستی... ببخشید من همش ازت سوال میکنم :دی بازیگری تهران چه رتبه ای میخواست؟!! هم سراسری و هم آزاد رو اگه میدونی بگو لطفا...با تچکر!:*
بریدا

فکر خوبی نیست چون اون باید زنگ بزنه
ببینم اصن یادش میوفته
میپرسم بهت میگم
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 17:40
عزیزم
گریه کن راحت بشی عزیزم
بریدا
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 15:20
خدا به کولت...
بابا آسمون! تو که محکمتر از اینحرفا بودی...
بریدا
خدا به کولت یعنی چی؟
خب همیشه دوسم داشتن و ته تغاری بودم الان سختمه حتی یادمم نیوفتن
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 14:13
به زن داداشت حسودی نکن خب :-D
بریدا

حسودی نیست من زن داداشمو خیلیم دوس دارم. تاحالا سه بار زنگ زده ولی داداشم چی؟
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 13:54
سیچه گریوستی؟اخوی چینو کنی ایام هموچو سر پَلته اگروم ایارومت وادینا حونه بووت
بریدا
من لر بختیاری نیستمااااا
شمام ایگرگ نیستی
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 13:41
آره گریه رو باید سر وقتش سر داد که یهویی متلاشی نشی؛|
داداشا چرا اینجوری ان بی معرفتا
بریدا
هوم
نمیدونم خیلی بی معرفته
دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 12:11
بیلا بگریوم....اوووووووی وی وی اووووووی...
بگریو بگریو...
.
.
:((((((
بریدا
این اووووووی صدای گریه بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد