X
تبلیغات
رایتل

برادر بزرگه ی بدقول و کم حواسم

دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت 15:37

خیلی وقت پیش قول داده بود شازده کوچولو را برایم بخرد آن موقع ها هنوز زن نداشت بین درسهایم می آمد و کنارم دراز میکشید آستینم را بالا میزد و نوبتی انگشتهایمان را روی ساق دستهایمان میکشیدیم من برای او او برای من :) 

آنقدر یادش رفت و برایم نخرید تا اینکه امروز وقتی کتاب شازده کوچولو را پشت ویترین کتابفروشی دیدم آنقدر صبر کردم تا استاد یک دور همه ی کتاب هارا دید و ورق زد و رفت!! بعد جلو رفتم و گران ترین جلدش را خریدم :)) گران ترینش را خریدم چون قشنگ بود و دلم را سخت تنگ کرد چون دلم برایش تنگ شد چون...


+خیلی خوبه^_^ کاش زودتراز اینا میخریدمش و منتظر نمیموندم :)

+بوس داداشی :) میدونم دیگه مثل قبل وقت نداری :)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد